شرح شعر پیر دروگر مهدی اخوان ثالث
میگوید :
" فضا را تیره میدارد
ولی هرگز نمیبارد ."
تشنه ها به فکر فرو می روند : نکند پیر حقیقت میگوید !!
با دیدن این تردید در تشنگان سیاهی برای نقض حرفهای پیر دروگر رعد میزند و شلوغ می کند.
پس از هرگز : هیچ وقت اتفاق نیفتاده
ولی بالاخره میخواهد ببارد!!!
ادمهای تشنه بیمارگونه به امید باران خونشان گرم شد تا جایی که ساده لوحانه و کاسه در دست زیر ناودان نشستند و در این حال گفتگو می کنند :
" تحمل کن پدر
باید تحمل کرد میدانم ..."
تشنگان دوست دارند ابر بارانی باشد .
باران نمی بارد و انها نا امید میشوند .
سیاهی باز نیرنگ می کند و با افزایش سیاهی باز کور سوی امیدی عبث در دلشان می تابد .
"امد روزها با تشنگی بر مردم صحرا "
مردم کم کم شک میکنند . گروهی که پیشتر با اطمینان می گفتند: " این همان ابر است "
حال میگویند : " ایا این همان ابر است ؟"
لبخند پیر دروگر حال زهر اگین و تلخ میشود چرا که با تمام انچه او گفته بود تشنگان فریب خورده و چشم به سیاهی دوخته بودند که امید اندک بارانی هم از ان بعید بود .
سیاهی = نقش منفی ( از جهت شخصیت پردازی )
پس خورشید = ؟
سیاهی به خورشید ناسزا میگوید . ایا نقش مثبت را در این شعر خورشید بر عهده دارد ؟
ولی از یاد مبرید که خورشید نهان پشت این ابر دروغین بود و می خندید .
پس نقش منفی اصلی در این ماجرا خورشید است . زیرا خورشید دشمن درجه اول تشنگان است و پشت سیاهی مزورانه پنهان شده و می خندد . تشنه ها خورشید را فراموش کرده اند چرا که از دیدشان نهان است . حواسشان با سیاهی که وعده باران میدهد پرت میشود . خورشید هم دوست دارد و بسیار راضیست که تشنگان تنها به سیاهی بیاندیشند !
پس این ناسزاهای سیاهی به خورشید حیله و عوام فریبیست .
ماه = نقش مثبت
" چه لذت بخش و مطبوع است مهتاب پس از باران "
اما ماه در محاق است و عملا" نیست . فقط میتواند ببیند
عنصر دیگر در این شعر غار است
" نگه میکرد با خمیازه ای جاوید "
خمیازه در شرایط کسالت بار و بی هیجان دست میدهد چرا که پایان ماجرا معلوم است وغار این را خوب میداند چرا که او عنصر ثابت این جریان است .
شایان توجه است که در تاریخ ادبیات فارسی تا زمانی که اخوان شعر گفته هیچگاه خورشید نقش منفی نداشته است . در این شعر بخاطر تمثیلی بودن ان این اتفاق روی داده است .
با سپاس از استاد ارجمند جناب رشید کاکاوند