انیما یکی از مهمترین ارکی تایپ ها
نگاهي به " آنيما" يکي از مهمترين آرکي تايپ (Archetype)هاي معرفي شده توسط يونگ
- آنيما = روان مونث درون مرد ، طبيعت زنانه مستتر در مرد . " هر مردي در خود تصوير زني ازلي را حمل مي کند ، نه تصويراين يا آن زن بخصوص را ، بلکه يک تصوير زنانه بخصوص را اين تصوير اساسا نا خودآگاه است ، عاملي موروثي از اصلي ازلي که در دستگاه حياتي مردانه مستتر است" (بونگ ، کتاب خاطرات يونگ ) . به اعتقاد يونگ آرکي تايپ ها يا کهن الگوها مثل آنيما ، ناشي از ناخودآگاه جمعي هستند.
- آنيما در روياها و تخيلات و نقاشي ها و شعر ها و داستان ها به صورت معشوق رويايي جلوه مي کند (Dream-girl) . آنيما در ادبيات به صورت معضوق و مادر تجلي ميکند.
- از آنجا که آنيما در اعماق ناخود آگاه جمعي است همواره در هاله اي از ابهام قرار دارد. نزديکي مطلق به آنيما محال گونه و دشوار است آن چنان که بسياري هنرمندان نتوانسته اند آنچه را که در اعماق ناخودآگاه خود دارند تشريح نمايند :
نمونه تشريح آنيما در بوف کور صادق هدايت :"نمي دانم تا نزديک صبح چندبار از صورت او نقاشي کردم ولي هيچ کدام موافق ميلم نمي شد ، هرچه مي کشيدم پاره مي کردم . از اين کار نه خسته مي شدم و نه گذشت زمان را احساس مي کردم." (به خسته نشدن فکر کنم بايد دقت کرد ! ، ياد ِ بحثهايي که در مورد نگاه صادق هدايت به زن وجود داره هم افتادم ! )
اما به نظر ميرسد هنرمندان گاهي کاملا به قلمرو آنيما نزديک ميشوند و با او هم سخن ميشوند و گاهي تصويري از او کشيده و حتي گاهي در مقام کاتبي ، گفته هاي آنيما را کتابت مي کنند.
در اين حالت معمولا سخن از شب و تاريکي است زيرا آنيما در جهان ناشناخته هاي وجود آدمي است.
کتابت يا خطوط درهم و برهم و باعجله است
ماهيت تصاوير و نوشته ها مبهم و علي الظاهر خلاف منطق است. معروفترين اين گونه آثار در زبان فارسي "بوف کور" است.
- مواجهه و همزباني با آنيما گاهي در خواب صورت ميگيرد. مثلا باب کالريج گفته است اثرهنري در خواب به وي الهام شده است.
- رسيدن به سعادت و آرامش مطلق نتيجه خودشناسي است. مهمترين وجهه روح "آنيما و آنيموس" است .از اين رو همواره بايد کوششي در جهت شناخت و رسيدن به توازن و همزباني با اين روح پنهان صورت گيرد.شايدمصداق آن را در تفکر اساطيري قديم بتوان پيدا نمود که موجود کامل نر-ماده است مثلا موجود ازلي الهي يا شيوا (خداي نيمه مرد و نيمه زن ) ، ماي تونا در آيين تانترا .شايد همين تفکر منشا ازدواج نکردن مردان کامل در اعصار کهن بوده است.
- آنيما دو جنبه کاملا متفاوت دارد ، گاهي آزاردهنده و منفي و گاهي مثبت و آرامش بخش و الهام دهنده است. "آنيما از لحاظ وابستگي به کيفيات و سنخ هاي متفاوت زنان دوسويه است يا دو جنبه دارد : يکي روشن و ديگري تاريک ، در يک سو خلوص خير ، تمثال نجيب الهه مانند و در سوي ديگر روسپي ، فريبکار ، يک ساحره مکار"(از کتاب مقدمه اي بر روانشناسي يونگ) (درست يا غلط ، ياد يکي از تعابير سهراب سپهري افتادم که استعاره از تانيث زن است: گلخانه ي شهوت (گلخانه ي باغ شهوت) – "پله هايي که به گلخانه ي شهوت ميرفت ." شعر صداي پاي آب)
نمونه اي از معادل ها در ادبيات براي جنبه منفي آنيما :
- معادل با زن شوم (Femme Fatal) يا زيباي بي ترحم(La Belle Dame San Merci) (در آثار رمانيتک از قبيل کيتر ، بايرون ، شاتو بريان و بودلر )
لکاته در بوف کور
و معادلهايي از جنبه مثبت آنيما : - زن اثيري در بوف کور
نمونه اي ديگر از جنبه مثبت آنيما که مي تواند الهام آفرين باشد : بئاتريس در بهشت گمشده که به صروت فرشته بر دانته ظاهر ميشود و او را با خود به سير در بهشت مي برد.يا در بوف کور " اين دختر ، نه اين فرشته ، براي من سرچشمه ي تعجب و الهام ناگفتني بود "
يا در کيمياگري خواهر اسرار (Soror Mystica) که با کيمياگر در جريان کيميا ورزيدن همکاري دارد.
- در شعر سهراب سپهري نيز که در قسمت بعد مطلب بررسي ميشود ، زن شبانه ي موعود يا خواهر تکامل خوشرنگ يا حوري تکلم بدوي همان آنيماست که به سپهري شعر تلقين مي کند.
- الهام و تماس با عالم متافيزيک در واقع تماس هنرمند با خود يعني آنيماست ، به نحوي که خودآگاه مضمحل ميشود و آنيما از اعماق ناخودآگاه سخن ميگويد. بهمين علت در بسياري از ايين هاي مذهبي قديمي خود ِ آگاه را بوسيه مواد مسکر و مخدر ضعيف يا محو ميکردند تا مانع بروز نا خود آگاه نشود. و يا نمونه هاي ديگر :
- تجربه نوشتن يا خلق آثار هنري در پناه مخدر و مسکر در مکتب هاي هنري نوين
- پاسخگويي کاهن معبد دلفي در يونان قديم به سوالت مردم در حال جذبه و بي خودي
- مسئله تابعه (جني که به شاعر شعر القا ميکرد ، جني که عاشق انسان و همراه اوباشد!)
- مساله همزاد و عاشق شدن شاعر به پري (فائز دشستاني)
- همچنين مورد شمس تبريز و مولوي که الهام دهنده مرد بوده است (آنيموس )