اردیبهشت

اردیبهشتنام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماریاعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشتگفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء
۱جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است کهمعنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی….و بسیار همدر اوستا به کار برده شده است
۲جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفتعالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع اینکلمه به بهترین راستی و درستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدساهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. درمعنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است

   خرداد
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدیاست. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خردادگفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنایرسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات بهمعنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشندخرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.

  تير

   تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.
امرداد
نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماریاعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شدهکه کلمه ای است مرکب از سه جزء:
اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) بهمعنی مردنی,نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر اینامرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد))به غلط استعمال میشود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. درمزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از:

نیکاندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و امنیت بشرمجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد

  شهریور

در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسیشهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما درگاهشماری اعتدالی خورشیدی است اوستا و پارسی باستان وسانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادنوئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . اینترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور درجهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادیپاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروتخوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد بهکار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند

مهر
در سانسکریت میترا ,در اوستا و پارسی میثر ,و درپهلوی میتر,و در فارسی مهر گفته می شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستناغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند.مهر واسطه است میانآفریدگار و آفریدگان.میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغاست و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است.مهر,ایزد هماره بیدار ونیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان درتکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این روفرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی ماند.برای انکه از عهدهنگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است.مقام مهر در بالایکوه ((هرا))است,انجایی که نه روز است و نه شب ,نه گرم است و نه سرد,نه ناخوشی و نهکثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است.این آرامگاه خود به پهنای کره زمیناست یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنانمی شتابد
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است.ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشیدبوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند.مورخان یونانی مهر را به نام میترس یادکرده اند و دکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم ((میترس))میستایند.از اینخبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند.نگهبانیماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است


آبان

در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفتهمی شود.در اوستا بارها ((آپ))به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغهجمع آمده است.نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را,آبانمیدانند.ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد.بهسبب آنکه((زو))که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده ,اورا شکست داده,تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد, ایرانیان این روز را جشن میگیرند,دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید وبعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراینایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار میگیرد

آذر
در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلویآتر,و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزداناست.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند.ایزدآذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایانبزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد

دي
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ,دادار وآفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معنی دادن و افریدناست.در خود اوستا صفت دثوش(=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی وروز ماه,روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار,دثوش)موسوم است. برای اینکه سهروز موسوم به ((دی))با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندندمثلا روز هشتم را ((دی باز)) و روز پانزدهم را ((دی بمهر))و….دی نام ملکی است کهتدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد

بهمن
در اوستا وهومنه ,در پهلوی وهومن,در فارسی وهمن یا بهمن گفته شدهکه کلمه ای است مرکب از دو جزء: ((وهو))به معنی خوب و نیک و ((مند))از ریشه من بهمعنی منش:پس یعنی بهمنش,نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی ازبزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداونداست. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند.یکی ازوظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز میدارد.خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمترا رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می خواند,ویژه بهمن است.همچنینلباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند وکشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند بهحمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گیاهی است کهبه ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود.و در طب نیز این گیاه معروفاست

اسفند
دراوستا اسپنتا آرمیتی,در پهلوی اسپندر,درفارسی سپندار مذ,سفندارمذ,اسفندارمذ,و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده کهکلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند,که صفت است به معنی پاک و مقدس,یا ارمئتی هم مرکباز دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست,شاید و بجا.دوم متی از مصدر من به منمعنی اندیشیدن . بنابراین ارمتی به معنی فروتنی,بردباری و سازگاری است و سپنتهآرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کردهاند.سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است.ویموظف است که همواره زمین را خرم ,آباد,پاک و بارور نگه دارد,هر که به کشت و کاربپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در رویزمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصامظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است .بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می باشد