هويت سازي و تلاش براي استمرار و حفظ ارزش هاي هويتي، فوايدي بسيار براي يكي از فايده هاي بحث هويت، توجهدادن نسلهاي جديد ». جوامع و ملتها به همراه دارد به افتخارت ملي و اشخاص بزرگي است، كه در گذشته خدماتي ارزشمند داشته اند « ( توسلي، 1383:192)

توجه به ارزش هاي انساني و حفظ روابط نسلي، تنها با احياي عناصرهويت ساز، دربين افراد جامعه امكانپذيراست. » هويت سازي از انقطاع نسلها جلوگيري مي كند. اگراين انقطاع نسلها صورت گيرد،ما هيچگاه هويتي ثابت پيدا نمي كنيم (همان 196: )

ادبيات به منزله يكي از شاخه هاي هنري، استعدادي شگرف در بازتاب آيين ها، رسوم، و تمامي جلوه هاي اجتماعي دارد.  اصل هنردقيقاً درناب ترين حالت خود، مجموعه اي از جنبه هاي اجتماعي، اخلاقي و انسان محورانه را در بر مي گيرد.  (لوكاچ،1381 :15)

تأثير مواريث، مآثر ادبي درهويت سازي وهويت بخشي اجتماع ،دروني و ماندگار و پايداراست؛ درحاليكه انديشمندان سياسي و جامعه شناسان، عقيده دارند كه تأثير عناصرسياسي و اجتماعي برهويت جوامع درلايه هاي رويين و سطحي است . نه تنها رمان و نه تنها شكل هاي ديگر داستان، بل كل ادبيات، بهترين مجلاي فرهنگ و نمايشگرزندگي معنوي سرزميني است كه آن را پديد آورده است ودرباره فرهنگ و زندگي معنوي آن مردمان، چيزهايي را به خواننده مي آموزد كه نه دانش مي تواند بياموزد و نه فلسفه و نه هيچ رسانه فكري ديگر ( ايراني، 1380:64)

در كشور ما نيز ادبيات با پايگاه ارزندهاي كه نزد ايرانيان دارد، در هر دوره اي، جلوه هايي از فرهنگ و هويت ايراني را آشكارساخته است . بسياري از شاعران و نويسندگان با اندوه خود، بازيابي هويت ها را يادآور شده اند، به گونه اي كه در شعر شاعراني چون فردوسي، اسدي طوسي، انوري، خاقاني،نظامي، كمال الدين اصفهاني، ... و تا دوره معاصردراشعارشاعراني چون، اديب المالك فراهاني،ملك الشعراي بهار و ... در برابر هجوم بيگانگان، نمودهايي ازهويت وفرهنگ اسلامي وايراني كه مطابق باسرشت اين مرزوبوم است،بازتاب يافته است. (ايزدپناه ،1380 :10-13 )

سيمين دانشور يكي از نويسندگان برجسته معاصر ايران است كه در داستان هايش نسبت به تحولات سياسي و اجتماعي و انسان معاصر، نگاهي ويژه دارد . نگاه سيمين دانشور برخلاف ديگر نويسندگان اين اهميت را دارد، كه بر همه جنبه هاي زندگي انسان ايراني نظر داشته است و اين شايد بدان دليل است كه به قول خودش به دنبال هيچ حزب و ايدئولوژي خاص نرفت؛ بلكه سعي بر آن داشت تا آزادانه نسبت به همه جريان ها فكر كند. وي در خانواده خود، نحوه زندگي روشنفكري و اهل علم بودن را تجربه كرد و در جوف زندگي با جلال، با سنت ها و آرزوهاي مذهبي انس گرفت و هم در محيط دانشگاهي و روشنفكري با درك درست از لايه هاي فرهنگي، حقايق درون اجتماع ايراني را به خوبي شناخت.

سيمين دانشور يكي از نويسندگان برجسته معاصر ايران است كه در داستان هايش نسبت به تحولات سياسي واجتماعي و انسان معاصر، رهيافت و نگاهي ويژه دارد. دررمان سووشون، نمودهاي فراوان از سنت، فرهنگ، هويت، اخلاق، مردمداري و مذهب كه مطابق با سرشت اين مرز و بوم است، بازتاب يافته است. دانشور در اين رمان، انفعال صرف دربرابر تجدد و فرهنگ غرب را به چالش مي كشاند و معتقد است توجه به هرگونه پيشرفت، تجدد، تكنولوژي و آگاهي اجتماعي در صورتي پذيرفتني است كه با سنت، مذهب، آيين و فرهنگ ايراني و اسلامي همساز و همگون باشد.

اوج هنر داستان نويسي دانشور در رمان سووشون است. سووشون از برجسته ترين آثار ادبي و داستاني معاصر فارسي، براي نخستين باردرسال 1348 منتشر و از آن تاريخ به بعد، پانزده بار تجديد چاپ شد. سووشون به دليل ويژگي هاي منحصر به فرد خود، بسيار مورد توجه منتقدان و اديبان قرار گرفته است» . اين اثرازحيث فن داستان نويسي وهنرپردازش شخصيتهاي داستاني وپرورش درونمايه به حدي قوي وسترگ است كه شايد بتوان آن را نقطه عطفي در تاريخ داستان معاصر ايران دانست (قبادي، 1383:46)

سير تكاملي دراين داستان به اين شيوه است كه دانشور تحولات سياسي، اجتماعي يا حتي اقتصادي سال هاي جنگ جهاني دوم در شيراز را نشان داده است و با انتخاب حديث خون سياوشان و توجه به شخصيت امام حسين (ع)، و پيوند بين شخصيت سياوش، امام حسين (ع) و يوسف(قهرمان داستان)، جنبه هاي حماسي و اساطيري را به رمان افزوده است و به دنبال همسازي فرهنگ، مذهب و سنت ايراني برآمده است.

بيان مسأله

رمان سووشون از نظر ساختاررماني ارزشمند است و تاكنون رمان هاي قبل و بعد از آن را از نظرارزش و معيار در نوشتن با آن ارزيابي مي كنند. همچنين اثري ارزشمند است كه حدود و دورهاي خاص از تاريخ ايران را ترسيم كرده است و بهترين اثري است كه توانسته ايران مدرن و معاصر را بشناساند.( اربابي، 1380: 159)

اين رمان در دوره اي شكل گرفته است كه انگليسي ها در جنوب و بويژه در شيراز، همه اموال و دارايي مردم را در تصرف كرده بودند و براي تأمين لشكر خود مي كوشيدند، به هر شيوه اي مردم را در تنگنا قرار دهند كه همين موارد باعث قحطي، بيماري، فقر و فحشا درشيرازشده بود . دانشوردراين رمان به دو گروه افراد توجه دارد :1

  •  انسان هاي خود فروخته كه براي رسيدن به پست و مقام، و درجلب رضايت استعمارگران، دست به انجام هر كاري مي زنند. نمونه اين افراد در رمان خان كاكا برادر يوسف و حاكم شهر است و
  •  افرادي كه به نگاهي انساني و مردم دوستي، در مقابل استعمار مي ايستند و سعي دارند به جاي فروش غله به استعمارگران و بيگانگان، هموطنان خود را كه به قحطي و فقر دچار شده اند، نجات دهند.

نمونه اين افراد در اين رمان يوسف(قهرمان رمان) است، كه دانشور از او يك قهرمان، ضد استعمار ساخته است كه چند جنبه نمادين مانند

  •  يوسف نماد يوسف نبي(ع) است كه مردم را همانند يوسف(ع) در قحطي ، از قحطي نجات مي دهد.
  •  يوسف نماد امام حسين (ع) است كه در مقابل ظلم و ستم استعمارگران و بيگانگان ايستادگي مي كند و در اين راه شهيد مي شود
  •  يوسف نماد سياوش، كه خونش به بي گناهي ريخته مي شود.
  •  يوسف نماد روشنفكران ايراني(مانند جلال آل احمد )، است كه در مقابل استعمار گران و افراد خودفروخته، ساكت نمي ماند و با آنان مبارزه مي كند (رك: دسپ،1388:72-114/ قبادي و نوري،1386/ طالبي شليمكي،1386: 120-136)

 دانشور در اين رمان به همه اين موارد، توجه دارد و به گونه اي همسازي بيان اين جنبه هاي نمادين، برقرار كرده است. در پايان رمان، هنگامي كه يوسف (قهرمان رمان )، شهيد مي شود، شهادتش، باعث مي شود همه مردم، يكجا جمع شوند و اين جمع شدن مردم، به يك تطاهرات و مبارزه بر ضد استعمار، تبديل مي شود

. با استفاده از اين شيوه، سيمين دانشور در اين رمان، ضمن توجه به ارزش شهادت و قيام امام حسين(ع)، به عنوان سمبل ايستادگي، ايثار و گذشت در راه آزادي و انسانيت، شهادت را به عنوان يك عنصر هويت بخش، كه باعث هم سويي مردم مي شود، مورد توجه قرار داده است.

پژوهش حاضر، كوششي در زمينه بررسي چگونگي موفقيت نويسنده در پيوند ميان عناصر اجتماعي و زمينه هاي سياسي و اسطوره اي و ديني در متن رمان است و همچنين كوشش مي شود، مهمترين عنصرهويت بخش در اين رمان از ديدگاه نويسنده، كشف گردد.

ادامه دارد...

نويسنده:سيد علي دسپ
گردآوري:گروه دين و انديشه سليت تبيان زنجان
http://tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html